جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن کوتاه ادبی زیبا / متن و شعر های کوتاه ادبی مناسب بیو

14299 پست
متن کوتاه ادبی مناسب بیو و کپشن اینستاگرام و بیو تلگرام و.. گلچین شده از بهترین متن های کوتاه ادبی و شعر های ادبی در بزگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی - جدیدها ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب

و گاهی یک نگاه برای یک عمر دوست داشتن کافیست

️
3.6
عاشقانه ادبی
به آهستگی راه می‌رفت...
و به آهستگی احساساتش را تجربه میکرد...
او این آهستگی را دوست داشت.
فهمیده بود که زندگی در همین "آهسته بودن ها" قابلِ لمس است ...️
2.1
فلسفی حقیقت آرامش ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها

حواست‌به‌حرفات‌باشه‌تو‌یه‌چی‌میگی
یکی‌تا‌صبح‌بیدار‌میمونه:):🌿🐚

️
4.8
غمگین تیکه دار ادبی
عشق را در شعر های شهریار جُستم
عشق را در کتاب های افشاریان جُستم
عشق را در کوچه پس کوچه های شهر جُستم
در برگ های زرد ریخته شده بر خیابان
در صدای ساز پیرمرد پشت چراغ قرمز
در بوی کتاب نو،غروب جمعه،قلب آذر..
دریغ از اینکه عشق،لحظه ی دیدار تو بود(:

"پارمیس نِوِشت✍️"️
4.6
عاشقانه دوستت دارم ادبی
چیز هایی هست که فقط می توانی به یک نفر بگویی .
چیز هایی که اگر آن یک نفر نباشد ته دلت می پوسد !

_خابیر ماریاس️
4.0
فلسفی حقیقت ادبی
در دنیا هیچ دوستی معتمد تر از کتاب یافت نمی شود


- ارنست همینگوی ️
3.0
غمگین ادبی
سوره مبارکه اعراف آیه 181

وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ

و از كسانى كه آفريده ايم، گروهى (ديگران را) به حقّ هدايت مى كنند و به آن حكم مى كنند.️
3.0
عاشقانه مذهبی زندگی ادبی خدا
جواد نوروزی خاتمه میده :(4)
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد
که به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می‌خواست
حرمت باغچه و دختر کم‌سالش را
از پسر پس گیرد
غضب‌آلود به او غیظی کرد
این وسط من بودم
سیب دندان‌زده‌ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندانِ
تشنه‌ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام
(ادامه پایین)
️
4.6
*چون رسولی ناکام
هر دو را بغض ربود
دخترک رفت ولی زیر لب این را می‌گفت
او یقیناً پی معشوق خودش می‌آید
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود
مطمئناً که پشیمان شده بر می‌گردد
سال‌هاست که پوسیده ام آرام آرام
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم
همه اندیشه‌کنان غرق در این پندارند
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت
عاشقانه شعر ادبی مغرور خاطره

برایم مثل بهار می مانی
 آمدنت را همیشه تحۅیل میگیرم.

️
4.4
بهار ادبی