جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن کوتاه ادبی زیبا / متن و شعر های کوتاه ادبی مناسب بیو

14261 پست
متن کوتاه ادبی مناسب بیو و کپشن اینستاگرام و بیو تلگرام و.. گلچین شده از بهترین متن های کوتاه ادبی و شعر های ادبی در بزگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی - جدیدها ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
نصب برنامه اندروید تاوبیو
یک روز تو آمدی و ویرانه‌هایم را آباد کردی ، روزی دیگر آمدی و قلبِ بیمارم را عاشق کردی و روز دیگرش آمدی و ماندی ، آنقدر ماندی که عادت کرده بودم به ماندنت ، به آغوش‌ها و بوسه‌هایت ...اما تو ماندنی نبودی...️
4.8
غمگین شعر حقیقت موسیقی ادبی
یه‌درجه‌ای‌ازآروم‌بودن‌هم‌هست
که‌دلیلش‌حال‌خوب‌نیست
بلکه،
ازشدت‌بی‌تفاوتیه‌که‌آرومی...🧘🏿‍♀️


ܢܚــڪوࡅ߳ـ✯️
5.0
غمگین فلسفی خسته ادبی بی تفاوت
مشابه ها
بَهار زِندگی مَن اَبَدی میمونه خَزون🤍☘️

_bobo☘️️
5.0
شعر بهار ادبی
چقدر این شعر قشنگه...
آنیی که دوستت بدارد
به تماشای رنج تو نخواهدنشست

و تو مرا به هر شکلی که دوستت داشتم
         شکستی...💔

4.9
غمگین شعر ادبی
قلبي یریدُ أنْ یصغرَ بحجمِ طيـر ،
ثّمَ یحلّقُ لیأتيَ بقربِكَ .🫂
قلبم مي‌خواهد آنقدر کوچك بشود ،
ك بہ قدر یک پرنده‍ باشد !
آن وقت پَر بزند و بیآيد پیش تو .️
4.6
بهترین ها مذهبی ادبی خدا انگیزشی
... مثلا من "نبود" رو به "کمبود" ترجیح می‌دم.
به قول یارو گفتنی "عزتی در هیچ است‌‌؛ که در کم‌ و کاستی نیست"!


#توییت ️
4.8
شاخ غمگین حقیقت زندگی ادبی
«اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی،
ده گلوله در تفنگت بزار؛
نه گلوله برای خائنین و وطن فروشان،
و تنها یك گلوله برایِ دشمن ڪافیست».️
4.1
شعر ادبی
پاییز است دیگر
گاهی دِلش می گیرد
مثل بچه ها بهانه می چیند
موهای درختان را یک به یک می گیرد و می ریزد
غُر می زند
گوشه ای کِز می کند
و به یک باره زیر گریه میزند‌.
نقاشی آسمان را خط خطی می کند
کسی چه می داند
عصبانی نیست، اما چه رنگ پریده می شود؛
سرد، دمدمی مزاج و تنهاست.️
4.7
پاییز ادبی طبیعت
-‏از‌قلبت‌که‌بگذری‌با‌مغزت‌زندگی‌بهتری‌رو‌تجربه‌میکنی

✞.مُردِه‌مُتَحَرِک.✞️
5.0
بهترین ها زندگی ادبی
اگر بتوانم ايده‌ای را در تاريکی رها کنم و از آن بگذرم حتی دست به قلم نمی‌بردم. اما هرچند وقت یکبار دیوار روبرویم تصادفا فرومی‌ریزد و آبشاری از شیشه و آجر باقی می‌گذارد. شخصی که از میان آوار عبور می کند، گلویم را می‌گیرد و به آرامی می گوید: « تو را رها نمی کنم تا زمانی که مرا در قالب کلمات روی کاغذ بیاوری.»

بله
من یک نویسنده ام...️
3.9
شعر فانتزی و تخیلی ادبی