نمیدانم چه رسمی است
که نامش عاشقی است
درونش آوارگی است
و برونش دلدادگی است
همان رسمی که ز نام و ریشه محروم
از مرهم اسرار و دل است و خموش
عاشق و منطق نشناسد
دنبال یار است و زلف پریشانی یار
فاطمه آذربرا️
که نامش عاشقی است
درونش آوارگی است
و برونش دلدادگی است
همان رسمی که ز نام و ریشه محروم
از مرهم اسرار و دل است و خموش
عاشق و منطق نشناسد
دنبال یار است و زلف پریشانی یار
فاطمه آذربرا️
5.0
عاشقانه شعر ادبی