انگار شیر کاکائو از دست ول شده افتاده زمین انگار مغازمون هر طعم چیپسی داره جز سرکه ای انگار بستی نخوردم اب شده انگار انگشت کوچیکم خورده به گوشه میز انگار همه چی سیاه و سفیده انگار غروب جمعه ست انگاررفیق صمیمی م دیگه منو نمیخواد انگار اهنگام اشتباهی از گوشیم پاک شدن️
عادت کردام دروغ بگویم نه چون دروغ گویم بلکه چون راستی هایم هیچ وقت شنیده نشود به همه میگویم خوبم میگویم چیزی نیست ادما درونم طوفانیست که کسی ازش خبری ندارد دروغ هام لباس هامن برای دختری که نمیخواهد برهنه ای درد باشد✨️️
دردش تسکین نمییافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور میکرد که خیال کند حالش بهتر است، و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگخلقیاش بشود یا حالش را بههم بزند موفق میشد که خود را فریب دهد. -تولستوی.️