کلمهٔ «عاشق» رو که برعکس کنی میشه «قشاع». دهخدا رو میشناسی؟ لغت نامهش رو که باز کردم نوشته بود: قشاع یعنی دردی که آدم را از درمان مایوس میکند. بازم میخوای بگی که عشق قشنگ نیست؟️
"گفتمش شیرین ترین آواز چیست ؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند ناله زنجیرها بر دست من گفتمش آنگه که از هم بگسلند خنده تلخی به لب آورد و گفت آرزویی دلکش است اما دریغ بخت شورم ره برین امید بست و آن طلایی زورق خورشید را صخره های ساحل مغرب شکست من بخود لرزیدم از دردی که تلخ در دل من با دل او می گریست گفتمش بنگرد راین دریای کور چشم هر اختر چراغ زورقی" ️