قهوه ای دم کُن برایم تا بیایم دیدنت
بیش از اینها کُن هوایم تا بیایم دیدنت
قصرِ آیینه بساز از خِشت خِشتِ آفتاب
دلبرِ پیکر طلایم! تا بیایم دیدنت
شانه بر مویت بزن وقتی که می آید نسیم
تازه کُن حال و هوایم تا بیایم دیدنت
زیرِ نم نم هایِ پاییزی به رویِ سنگفرش
فرش کن گُل زیرِ پایم تا بیایم دیدنت
نه! نگو بی پرده با مهتابِ پشتِ پنجره
از من و از ماجرایم تا بیایم دیدنت
همصدا با "هایده" بگذار از شب تا به صبح️
بیش از اینها کُن هوایم تا بیایم دیدنت
قصرِ آیینه بساز از خِشت خِشتِ آفتاب
دلبرِ پیکر طلایم! تا بیایم دیدنت
شانه بر مویت بزن وقتی که می آید نسیم
تازه کُن حال و هوایم تا بیایم دیدنت
زیرِ نم نم هایِ پاییزی به رویِ سنگفرش
فرش کن گُل زیرِ پایم تا بیایم دیدنت
نه! نگو بی پرده با مهتابِ پشتِ پنجره
از من و از ماجرایم تا بیایم دیدنت
همصدا با "هایده" بگذار از شب تا به صبح️
5.0
عاشقانه شعر دوستت دارم