روزی در خیال عشق تو بودم ، تا تو را به دست نیاوردم بی خیال نشدم با همان خیال خوش ، عاشقت شدم ، با همان خیال ، همان آرزوی محال ، در دریای بی کران عشقت غرق شدم
این جمله خلاصه ای از اتفاقات زندگیه منه . اتفاقاتی که منو کلی درگیر خودش میکرد و به خودم میومدم میدیدم دارم سر چیزی ازت میشم و تاوان پس میدم که نه توش نقش داشتم نه مقصرش من بودم . ولی همهی بارو مسئولیتش رو دوش من افتاده بود . حقم نبود اما چاره ای نداشتم باید ردشون میکردم . . .️