*از یه جایی به بعد قلبتم عاقل میشه،میفهمه هر کسی رو باور نکنه. سیاه میشه،خنثی میشه انگار دو تا مغز داری به جای یه قلب و یه مغز* ️
همیشه فکر میکردهام و حالا هم فکر میکنم که دردها، انگار هیولایی در گوشه گوشه بدن آدمها خوابیدهاند و تنها کافی است چیزی آنها را بیدار کند. بیدار که شدند دیگر کسی نمیتواند در برابرشان تاب بیاورد. من گنجشک نیستم -مصطفی مستور-️
بزرگ شدن یعنے مثلا همین الان کہ دارم زیر بارِ غصہ و فشار و درگیری فکری لہ مےشم ولے بہ کارهای روزمرهم ادامہ مےدم و میگم و مےخندم. چون زندگے در جریانہ :)!🕊️
اونجایی میفهمی . . به یک نفر تا مغز و استخوان مبتلا شدی که همه حسهای بدِ وجودت ، با دیدن نوتیفش از بین میره . اون لحظه که کافیه بودنش حس بشه، مثل ذوقِ یه بچه واسه رفتن به شهربازی ، همه قلبت میخندهㅤꞋꞌꞋ - بعضی وقتها ... شما زمانی میفهمید یکنفر واستون مورد علاقه شده که ثانیه ها نبودنش رو بهتون نشون میدن و اون لحظه که ساعتها رنگ حضورش رو به خودشون بگیرن، انگار روحتون به خونهاتون برگشته و پیش خودتون میگید️
اونجایی میفهمی . . به یک نفر تا مغز و استخوان مبتلا شدی که همه حسهای بدِ وجودت ، با دیدن نوتیفش از بین میره . اون لحظه که کافیه بودنش حس بشه، مثل ذوقِ یه بچه واسه رفتن به شهربازی ، همه قلبت میخندهㅤꞋꞌꞋ - بعضی وقتها ... شما زمانی میفهمید یکنفر واستون مورد علاقه شده که ثانیه ها نبودنش رو بهتون نشون میدن و اون لحظه که ساعتها رنگ حضورش رو به خودشون بگیرن، انگار روحتون به خونهاتون برگشته و پیش خودتون میگید️