تنهایی خودخواسته؛ چرا گاهی باید ما را به حال خود بگذارید؟:
در روانشناسی، «تنهایی خودخواسته» با کاهش کورتیزول و فعالسازی شبکه حالت پیشفرض مغز همراه است؛ همان شبکهای که هنگام خیالپردازی و خودترمیمی روشن میشود. اما نکته متناقض اینجاست: در آزمایشها، انسانهای طردشده همان ناحیهای از مغزشان فعال میشود که هنگام درد فیزیکی فعال است. یعنی «بگذرید» هم میتواند التیام باشد، هم جای زخم. مرز بین این دو کجاست؟
راهکار:
این جمله را میشود جور دیگری دید: گاهی «به حال خود گذاشتن» یک استراتژی بقای روانی است، نه ضعف یا قهر. ذهن وقتی از محرکهای اجتماعی فاصله میگیرد، وارد حالتی از خودترمیمی میشود که شبیه خواب عمیق است. پس این درخواست، بیشتر از آنکه فرار باشد، تلاشی برای بازیابی انرژی ازدسترفته است.