نقلقول جانی دپ؛ تناقض ادعای خداباوری و رفتار انسان:
در روانشناسی اجتماعی، این پدیده را «شکاف بین باور و رفتار» یا «ناهماهنگی شناختی» مینامند؛ انسان تنها موجودی است که میتواند خدایی نامرئی را باور کند و همزمان چنان عمل کند که گویی ناظری وجود ندارد. آزمایشهای میلگرام نشان داد فشار موقعیت میتواند رفتار اخلاقی را حتی در انسانهای مؤمن تغییر دهد. مغز ما باورها را در شبکهی معنایی جدا از شبکهی تصمیمگیری فوری نگه میدارد؛ برای همین ایمان و عمل بهراحتی از هم جدا میشوند. اگر موجودی فرازمینی فقط رفتار ما را میدید، چه باوری برایمان بازسازی میکرد؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهی فاصلهی ارزش و عمل بازخوانی کرد: پژوهشهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهند انسانها اغلب باورهای بزرگ را در لایهی هویتی نگه میدارند، اما در تصمیمهای روزمره از میانبرهای عملی و منافع فوری پیروی میکنند؛ بنابراین تناقض مطرحشده نه فقط یک نقد اخلاقی، که توصیفی از معماری ذهن انسان است.