انتقاد از دوگانگی در برخورد با منتقدان سیاسی:
جالب اینجاست که روانشناسان به این پدیده میگویند «ناهماهنگی شناختی»: وقتی دو رفتار متناقض از یک نظام میبینیم، مغز ما برای حفظ تصور منسجم از آن، دست به توجیههای پیچیده میزند. مثلاً در شوروی سابق، منتقدان داخلی را به سیبری تبعید میکردند، درحالیکه برخی مخالفان خارجی را بهعنوان دیپلمات میپذیرفتند. این الگو نشان میدهد که مرز وفاداری اغلب به جای اصول، با منافع لحظهای ترسیم میشود. سؤال اینجاست: کدام معیار واقعاً وفاداری را میسنجد؟
راهکار:
یک بازنویسی تیز: شاید این دوگانگی نه از روی بیعدالتی، بلکه نشانهای از استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» است که در طول تاریخ بارها تکرار شده. موافقید؟