ریاکاری و فراموشی زبان پارسی: نقدی بر آدمهای ضحاکصفت:
اسطورهی ضحاک در شاهنامه هشداری درباره سقوط اخلاقی است: ضحاک با وسوسهی اهریمن، دو مار روی شانههایش میرویاند که باید مغز جوانان را بخورند. این مارها نماد تباهی درونند که ابتدا نهان است. امروز روانشناسی این را 'خودِ سایه' میخواند: همان بخش تاریکی که انکارش میکنیم اما در دیگران به خشم میبینیم. پرسش: اگر ضحاک آینهای صادق داشت، آیا خود را دیو پلید میدید؟
راهکار:
نکتهی جالب: این سرزنش آتشین با واژگان غنی پارسی، خود تناقضی دارد؛ زیرا گوینده از همان زبانی بهره میگیرد که مخاطبش به فراموشی سپرده. شاید این نبرد، بازتاب جدال درونی خود او باشد میان هویت اصیل و نقابی که به دیگری نسبت میدهد.