جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

دورویی آدم ها

6 پست
متن های دورویی آدم ها / بهترین متن دورویی آدم ها [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
و ما حرامِ حرامزادگیِ حرامزاده ها شدیم:)
4.3
And we became the forbidden bastards of bastards
تیکه دار عصبانی دورویی آدم ها تیکه سنگین حرامزادگی مظلوم واقع شدن
در جامعه‌شناسی انحراف، هوارد بکر می‌گوید «انحراف» ...

تیکه سنگین: ما حرامِ حرامزادگیِ حرامزاده‌ها شدیم:

در جامعه‌شناسی انحراف، هوارد بکر می‌گوید «انحراف» در خود عمل نیست؛ در برچسبی است که گروه مسلط می‌زند. یعنی «حرام شدن» یک فرایند قدرت است، نه اخلاق. در تاریخ، مدعیان فاسد مذهبی دقیقاً پیامبران را «حرام» و «خارج از دین» می‌خواندند؛ چون سلامت و صداقت‌شان نظم دروغین را تهدید می‌کرد.

راهکار:

این جمله برعکسِ یک آینه است: «حرام‌زاده‌ها» دقیقاً از آدم‌هایی که معیارشان را به چالش می‌کشند احساس خطر می‌کنند؛ پس «حرام شدن» تو نشانه‌ی تهدید بودن توست، نه نقصت.

اینکه آدما شبیه حرفاشون نیستن بحثی نیست لااقل کاش شبیه دروغاشون بودن️
4.6
تیکه دار فلسفی تضاد حرف و عمل دورویی آدم ها دروغ منسجم شخصیت ناسازگار
مغز ما به طرز عجیبی تشنهٔ انسجام است، حتی در دروغ....

کاش آدم‌ها شبیه دروغشان بودند: نگاهی به تضاد حرف و عمل:

مغز ما به طرز عجیبی تشنهٔ انسجام است، حتی در دروغ. در روانشناسی، «خطای تایید» باعث می‌شود دروغ‌هایی را که روایت منسجمی دارند راحت‌تر باور کنیم. مطالعات نشان می‌دهد دروغ‌گوها اغلب داستان‌هایشان ساده‌تر و یکدست‌تر از حقیقت درهم‌ریخته است. آرزوی «شبیه دروغشان بودن» در واقع طلب یک روایت منظم در جهانی بی‌نظم است. ما ترجیح می‌دهیم با یک داستان خوب فریب بخوریم تا با تکه‌های پاره‌پارهٔ واقعیت روبرو شویم.

راهکار:

این آرزو در واقع ستایش از انسجام روایی است. مغز ما تشنهٔ «داستان منظم» است، حتی اگر ساختگی باشد. شاید به جای انتظار صداقت محض، بهتر است بپذیریم آدم‌ها ذاتاً قصه‌گو هستند و ما همیشه روایت‌ها را بیشتر از واقعیت آشفته می‌پذیریم.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
خوبتو میگن ولی بدتو میخوان تولد و نه ولی خدمتو میان️
4.1
بعضی از دوست دارما بی فایده ست
درست مثل موفق باشید آخر برگه امتحان!

تیکه دار غمگین دورویی آدم ها خوب گفتن و بد خواستن ریا در روابط اجتماعی تولد نگرفتن ختم اومدن
در روان‌شناسی اجتماعی، پدیده‌ای به نام «همدلی انتخ...

تولدت نیستند، ختمت می‌آیند؛ دورویی تلخ آدم‌ها:

در روان‌شناسی اجتماعی، پدیده‌ای به نام «همدلی انتخابی پس از مرگ» داریم: افراد تمایل بیشتری به حمایت از متوفی نشان می‌دهند تا از زنده، چون مرده دیگر تهدیدی برای جایگاه اجتماعی آن‌ها نیست و سوگواری، نمایشی از تعلق جمعی است. مطالعات نشان می‌دهد حضور در مراسم ختم، ترشح اکسی‌توسین (هورمون پیوند) را افزایش می‌دهد و این شرکت‌کنندگان هستند که سود اجتماعی می‌برند، نه آن که رفته است. آیا اگر زنده بمانی، همان‌ها برای کادوی تولدت صف می‌کشند؟

راهکار:

این متن یک آینه کج از واقعیت روان‌شناختی «سوگیری منفی» است: مغز انسان برای بقا، تهدیدها را فوری‌تر از لذت‌ها پردازش می‌کند. مراسم ختم، به‌عنوان یک تهدید گروهی، پیوندهای قبیله‌ای را محکم می‌کند؛ اما جشن تولد، «اتلاف منابع» تلقی می‌شود مگر اینکه منفعت فوری داشته باشد. پس شاید نیامدنشان سر تولد بیش از آنکه به تو ربط داشته باشد، به مدار بقای خودشان مربوط است.

هر روز بیشتر ثابت میشه دورویی آدم ها 💔️
3.9
غمگین روانشناسی دورویی آدم ها دورو بودن بی اعتمادی رابطه های ساختگی
پدیده‌ی «ناهماهنگی شناختی» فستینگر می‌گه ذهن برای ...

دورویی آدم‌ها و از بین رفتن اعتماد:

پدیده‌ی «ناهماهنگی شناختی» فستینگر می‌گه ذهن برای کاهش استرسِ دوگانگی، رفتار متناقض رو با توجیه‌سازی جایگزین می‌کنه؛ تحقیقات نشون داده تو لحظه‌های هیجانی، افراد تا چند برابر بیشتر خلاف باورهای اخلاقی‌شون عمل می‌کنن و بعد تقصیر رو می‌ندازن گردن شرایط. پس دیدن دورویی در دیگران ممکنه فقط بخش قابل مشاهده‌ی این مکانیزم روانی باشه.

راهکار:

می‌شه این حس رو از زاویه‌ی دیگه دید: دوروییِ آدم‌ها بیشتر از ذات، نشونه‌ی ترس اون‌ها از قضاوت شدنه؛ همون ترسی که گاهی خودمون رو هم وادار می‌کنه نقاب بزنیم.

مشابه ها
آقا‌طرف‌هشت‌میل‌داده‌صدتاحرف‌پشت‌سر‌ادم‌میزنه
هشتادمیل‌میندازم‌جلوش‌دریغ‌از‌ی‌حرف!
این‌شخصیته!
5.0
تیکه دار طنز حرف پشت سر دورویی آدم ها شخصیت با پول سکوت در برابر پول
در روانشناسی، «اثر تماشاگر» توضیح می‌دهد چرا پشت س...

سکوت ۸۰ میلیونی: پاسخی به پشت سر حرف زدن:

در روانشناسی، «اثر تماشاگر» توضیح می‌دهد چرا پشت سر جسورتریم: نبود نگاه مستقیم، بازداری را کم می‌کند. اما وقتی ۸۰ میلیون مستقیم ظاهر می‌شود، مغز سریع به حسابداری سود و زیان می‌رود و زبان قفل می‌کند. این سکوت، نه شخصیت، که ریاضیات بقاست. به نظرتان این سکوت از ترس است یا طمع؟

راهکار:

ماجرا از این قرار است: پشت سر، هزینهٔ غیبت کم است (۸ میلیون) و راحت زبان باز می‌کند، اما روبه‌رو شدن با ۸۰ میلیون، او را در یک معادلهٔ سود و زیان قرار می‌دهد و سکوت انتخاب می‌شود. این یعنی «شخصیت» بعضی‌ها فقط تابعی از عدد روبه‌رویشان است.