شعر ترکی عاشقانه از انتظار و وفاداری:
مو در فرهنگهای جهان یادگارِ بدن است؛ در دوره ویکتوریا از موی مردگان جواهر میساختند و در پزشکی قانونی، مو با DNA میتوکندریایی تبار مادری را تا سالها نشان میدهد. پس «موی افتاده» میتواند حافظهٔ زیستی و حریم خصوصی باشد، نه چیزی برای دادن به عالم. آیا مو را میتوان حافظهٔ بدن دانست؟
راهکار:
این بیت را میتوان یک قانون نانوشتهٔ عاشقانه خواند: چیزهایی که به بدن و حریم تو تعلق دارند، حتی اگر بیارزش به نظر برسند، میتوانند برای دیگری حکم گنج داشته باشند. برای امروزیکردن این حس، بهجای «موی افتاده» میتوانی یک خاطرهٔ کوچک یا عادت خصوصی بگذاری که فقط برای یک نفر معنا دارد و دنیای بیرون از آن بیخبر است.