باز هم در این دلِ شب، یادِ تو مهمانِ من است
خاطراتت مثلِ آتشی، بر این جانِ من است
چشمِ من در جادهیِ دوری، به در مانده ولی
نیستی و این سکوتِ شهر، زندانِ من است
گفته بودی تا ابد، همسنگرِ این قلبی و…
حیف! حالا بیوفاییها، نمایانِ من است
هر چه کردم تا بمانم در حریمِ وصلِ تو
عاقبت دیدم که تنها درد، درمانِ من است
ای که رفتی و نپرسیدی چه آمد بر سرم
این غبارِ غم، نشانِ از تنِ عریانِ من است.. 💔🕳️️
خاطراتت مثلِ آتشی، بر این جانِ من است
چشمِ من در جادهیِ دوری، به در مانده ولی
نیستی و این سکوتِ شهر، زندانِ من است
گفته بودی تا ابد، همسنگرِ این قلبی و…
حیف! حالا بیوفاییها، نمایانِ من است
هر چه کردم تا بمانم در حریمِ وصلِ تو
عاقبت دیدم که تنها درد، درمانِ من است
ای که رفتی و نپرسیدی چه آمد بر سرم
این غبارِ غم، نشانِ از تنِ عریانِ من است.. 💔🕳️️
3.1
عاشقانه شعر حقیقت نامردی عشق یک طرفه