دیگه هیچ جایی تو قلبم نداری، همه چی تموم شد، به همین سادگی. ازم میپرسن چیشد که یهو اینجوری شد؛ راستش خودمم نمیدونم، یه شب خوابیدم، یادمه خیلی ناراحت بودم، خیلی گریه کردم. بیشتر از همیشه. صبح که بیدار شدم دیگه دوست نداشتم، انگار اون شب تو و حسی که بهت داشتم با اون اشکا از چشمم افتادید. انگار بدنمم دیگه از اون حجم از درد و غم خسته شده بود. مغزم و قلبم یه شبه تصمیم گرفتن دیگه جایی برات نزارن. خودمم نمیدونم که چجوری اینط️
یه وقتایی به یه نفر انقدر اعتماد میکنی ، انقدر بها میدی و انقدر بالا میبریش که تو روی خودت بر میگرده به خودت زخم میزنه. دقیقا تموم آدمای زندگیِ من اینجوری بود تا بهشون اوج میدادم براشون خوب بودم ، ولی تا دیدن منفعتی ندارم براشون ، تموم باورهام رو نابود کردن:)) ️