بیا تا قدر همدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
چو مومن آینه مومن یقین شد
چرا با آینه ما رو گرفتیم
کریمیان جان فدای دوست کردند
سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرضها تیره دارد دوستی را
غرضها را چرا از دل نرانیم
گهی خوش دل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانشین
چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از اما در امتحانیم
️
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
چو مومن آینه مومن یقین شد
چرا با آینه ما رو گرفتیم
کریمیان جان فدای دوست کردند
سگی بگذار ما هم مردمانیم
فسون قل اعوذ و قل هو الله
چرا در عشق همدیگر نخوانیم
غرضها تیره دارد دوستی را
غرضها را چرا از دل نرانیم
گهی خوش دل شوی از من که میرم
چرا مرده پرست و خصم جانشین
چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از اما در امتحانیم
️
4.8
شعر عاشقانه غمگین بهترین ها مولانا عشق یک طرفه دلتنگی خاطره