امان از زخم هاے نارـ؋ـیقان☠
امان از روزگار از حال این شهر پریشان══
امان از این هواے غم گرـ؋ـتـہ ـבلم از عالم פּ آـבم گرـ؋ـته✞️
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید.
️فاصله برای عاشق همیشه تلخ است، چه ۸۰۰ کیلومتر و چه ۸ متر! این را از چشمان خیس سربازی فهمیدم، که از بالای برجک دیده بانی به معشوقه اش می نگریست!!
️خداحافظ بیدار شدن های صبح زود، خداحافظ کلاغ پر های صبحگاهی، خداحافظ اشک هایی که برای عشق ریخته شد. تموم این ها تموم شد. دوران سربازیم به پایان رسید.
️به سربازها بگوييد
نامهی معشوقههایشان را اگر بلندبلند بخوانند
جنگ تمام میشود...!
دُرسته هیچے نیستَم وَلــــــے یه سَـــــــــــــربازه تُـــخــــــــسَـــــــم کـــــه بـــــے بـــــے چیه؟ آس و شاهِشَم آدَم حساب نَکردَم تو که دیگه جایه خود دارى
️