چهجای شِکوه اگر زخمآتشین خوردم
که هر چه بود ز مارِ در آستین خوردم
فقط به خیزش فوارهها نظر کردم . .
فرود آب ندیدم ! فریب از این خوردم
مرا نه دشمنشیطانیام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه ؛
من از بهشت مگر میوه با یقینخوردم
قفس گشودیام و «اختیار» بخشیدی
همینکه از قفستپر زدمزمین خوردم
' 🌱 ָ֪֢┆فاضلنظری️
که هر چه بود ز مارِ در آستین خوردم
فقط به خیزش فوارهها نظر کردم . .
فرود آب ندیدم ! فریب از این خوردم
مرا نه دشمنشیطانیام به خاک افکند
که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم
ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه ؛
من از بهشت مگر میوه با یقینخوردم
قفس گشودیام و «اختیار» بخشیدی
همینکه از قفستپر زدمزمین خوردم
' 🌱 ָ֪֢┆فاضلنظری️
5.0
غمگین شعر زندگی خسته دلتنگی