در یک مجلس از ژولیده نیشابوری پرسیدن میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه "دل" داخلش باشد و هرکدوم معانی مختلفی داشته باشند؟ ژولیده رباعی زیر را در همون مجلس سرود...
"دلبری" با "دلبری" "دل "از کفم دزدید و رفت هرچه کردم ناله "از دل" , "سنگدل" نشنید و رفت
گفتمش ای "دلربا" "دلبر" ز "دل" بردن چه سود؟ از "ته دل" بر من "دیوانه دل" خندید و رفت...✨✨️
می بینی آدم تشنهش میشه له له میزنه، هی آبمیوه و چای و هزار جور چیز میخوره ولی در نهایت بازم تشنه شه، وقتی به آب میرسه تا یه قلوپ میخوره میگه: آخیش..! تو اون آخیشِ منی!😉️