یه دیالوگ خیلی حقی رو شنیدم؛ داشت به پسرش وقتی خیلی ناراحت بود میگفت: "بعضی اتفاقا دلت رو میشکنن اما چشمات رو باز میکنن، اینارو بُرد حساب کن!" همینقدر حق):🌱
حکایت من و اون، حکایتِ ماه و خورشیدِ... ماه با نور خوشید جون میگیره و نورانی میشه ولی بهش نمیرسه؛ منم با فکر اون زندگی میکنم و روزامو میگزرونم ولی بهش نمیرسم....️
گاها آدمها فکر میکنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی میکنند. شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص. اما حقیقت ندارد. اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را میساختیم🫠️