آرزوهای برآوردهنشده و تلخی نرسیدن:
بر اساس «اثر زیگارنیک»، مغز کارهای ناتمام را فعالانه در حافظه نگه میدارد تا تمام شوند؛ به همین دلیل آرزوهای نرسیده از خودِ رسیدن هم بلندتر فریاد میزنند. در بلندمدت، انسان بیش از کارهایی که کرده، از فرصتهایی که رها کرده پشیمان میشود. این حسرت یک نقص نیست؛ سازوکارِ تکاملیِ مغز برای یادگیری است. اگر یکی از همان آرزوها حالا جلویتان ظاهر شود، هنوز میگویید «نرسیدن»؟
راهکار:
زاویهٔ دیگر: بعضی آرزوها قرار نبود به مقصد برسند؛ قرار بود به ما یاد بدهند کدام راه، راهِ خودمان نیست. «نرسیدن» اینجا نه پایان، که یک نقشهٔ برگشتی است.