«یک روز خودم را خواهم بخشید از آسیبی که به خویش روا داشتم از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند و چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که هرگز ترک خود نکنم.»️
در خیابان راه میرفتیم دستم در دستش بود و باران نم نم میبارید میخندیدم شاد بودم از ته دل ناگهان... ناگهان از خواب پریدم دیدم در اتاقم هستم دستم خالیست صورتم خیس است و چشمانم قرمز.... 💘