گاهی احساس میکنم که به اینجا تعلق ندارم. به هیچ کجا تعلق ندارم. گاهی احساس میکنم مرگ هم مرا دوست ندارد. احساس زیادی میکنم. احساس گمشدگی. احساس تنفر. دوست نداشته شدن، خستگی، مچالگی. گاهی هم به این فکر میکنم که تا کی باید احساس کنم؟️
با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من با تواَم لعنتیِ خالي از احساس بفهم بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن باورم كن كه به چشمان تو معتاد منم پادشاهی كه به جنگ آمد و افتاد منم قافیه باختم و شعر سرودم یعنی به هر آن كس كه تو را دید، حسودم یعنی… ️
4.9
نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند..