-دلم برایت تنگ شده بود لبخندی زد و دست هایش را دور شانه اش حلقه کرد و محکم تر در اغوشش کشید. +منکه جایی نرفته بودم... بغض دوباره میهمان گلویش شده بود،قطه اشک سمجی را از پشت پلک هایش پس زد و با صدای لرزانی پاسخ داد -درسته...نرفته بودی...خیال که جایی نمیره...️
میدونستی دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست..؟ ؛ هرچی بیشتر براش توضیح بدی, بیشتر پاهاش رو به فرش دلت میکوبه ، گریه میکنه .. بهونه میگیره .. نق میزنه .. تا آخر خسته میشه و خوابش میبره .. اما ، امون از لحظه ای که بیدار بشه .... داغ دلش تازه تر میشه ....... بیچاره دلم ...️