رفته بودیم مسجد محل مون بعد از نماز مکبر گفت _ خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما... بعد رو حساب عادت گفت: _خامنهای رهبر به لطف خود.... با بغض فرو خورده و صدایی که ارزشش به وضوح در صداش شنیده میشد ادامه داد: _ نگه دار.... اونجا بود که صداهای گریه بلند شد 🥀 ️