مدرسه كه ميرفتيم، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلممون ميگفت: 'مواظب باش خودتو جا نذارى' و ما ميخنديديم و فكر ميكرديم نميشه خودمونو جا بذاريم! بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو جاگذاشتيم؛ توى يه كافه، توی یه حرف ، توی یه خدافظی ، توى يه خيابون، توى يه خاطره'🖤
بگم به سلامتی چی...؟؟ به سلامتی روزگار که پیرم کرد...!؟ سلامتی زندگی...!؟؟ که هیچجوره باهام راه نیومد... سلامتی دل بزرگم...!؟؟ که شکست و هزار تیکه شد.... سلامتی چشام...!؟؟یکیش اشکه یکیش خون... سلامتی دستم...!؟؟ که نمک نداره... سلامتی آدمای اطرافم...!؟؟ که هیچکدومشون دوسم ندارن... سلامتی چی...!؟؟؟ بزار بگم سلامتی قبرم.... که با همه بدبختیم بلاخره یه روز، تموم وجودمو تو آغوش میکشه...🖤🙂🦋 ️