آدمها را آرام آرام دوست داشته باشيم. هربار چای داغ را با عجله سر كشيديم، سوختيم …
️
آدمها را آرام آرام دوست داشته باشيم. هربار چای داغ را با عجله سر كشيديم، سوختيم …
️
یه افسانه هست که میگه:
استخوان های شانه،باقی مانده از بال هایی هستن که یه شخص داشته!
️باد
ورقهای دفتر شعرم
راباخود برد...
فردا تمام شهر
عاشقت می شوند!!
سالهاست منتظر امدن روز های بهترم ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیروز ها بهترند!...
️غمگینه که هنوزم
من در رویایم با تو زندگی میکنم
و در رویا باید تو را ببوسم...
حافظه ام پُر زِ خیالَت شده جانم
قصدِ فراموش شدن هیچ نداری؟
تو چه دانی
که چه ها کرد
فراقت با من ..!
🗯 عراقی
در اوج عاقل بودن دیوانگی رخ می دهد :)
️وای اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود
مثل این است که گرگی سگ چوپان بشود👌👏
تو را باید حنا کرد
گذاشت بَر جان
که بماني ! ♥️🖇
به قول " شاملو " :
" ما شکیبا بودیم ...
و این است آن کلامی که ما را به تمامی ، وصف می تواند کرد ... "
" لحظه تشیع من، از دور بویت می رسید
تا دوساعت بعد دفنم، جان داشتم هنوز."
چو مَنی را مَده از دست،
که کمتر یابی...! ❥
[✍🏻امیرخسرو دهلوی]
️
«ترجیح میدهم به ذوقِ خویش دیوانه باشم تا به میلِ دیگران عاقل...»
زندگی یعنی همین!
️
آنکه آغوش را کشف کرد، لال بود. میخواست همهچیز را یکباره بیان کند...
الذی إبتکر العناق، کان أخرساً. أراد أن یقول کل شیء دفعة واحدة...
ماهی ها گریه شان دیده نمیشود . . . !
گرگها خوابیدنشان ، عقابها سقوطشان
و انسان ها درونشان . . .
حقیقت اینه که «لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ» چشمها کور نیست بلکه «تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ» دلهایی که در سینههاست کوره عزیزان..
️اِنسان های بُزُرگ دو دِل دارَند! دِلی کِه دَرد می کُنَد و پِنهان اَست ! وَ دِلی کِه می خَندَد وَ آشکار اَست!
️چشمی که از تو لبریز بشه
هرگز به دیگری نگاه نمیکنه
خواه حاضر باشی، خواه غایب!
اشک ها وزن ندارند اما احساسات سنگینی رو
تو خودشون نگه میدارن!
الدموع لا تزن ،
لكنها تحمل في نفوسها مشاعر ثقيلة!
چه کسی آشوب درونت را میفهمد درحالیکه در آرامترین حالتت قرار داری؟
️"من سيفهُم ضجيج داخلك وأنت في أتم هدوئك؟"
عنصر اصلی "احترام" دوطرفه بودنشه..،
وگرنه سن ملاک نیست...
مانند شهریار ک در شهر یاری نداشت
️من صبورم...
اما بهتره امتحانش نكنی!🕯️
ɪ`ᴍ ᴘᴀᴛɪᴇɴᴛ
ʙᴜᴛ ʏᴏᴜ ʙᴇᴛᴛᴇʀ ɴᴏᴛ ᴛᴇsᴛ ɪᴛ .