جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [خرداد 1405]

14581 پست
متن های ادبی جدید , تعداد 14,581 متن ادبی به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی / جدیدترین متن ادبی [خرداد 1405]
ادبی تیکه دار ادبی تنهایی ادبی عاشقانه ادبی غمگین دخترانه ادبی ادبی ادبی عربی ادبی انگلیسی ادبی ترکی کوتاه ادبی بلند ادبی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
شهریارا! بی حبیب خود نمی‌کردی سفر..
این سفر ، راه قیامت می روی تنها چرا؟؟!!🪽❤️‍🩹

شهریار
5.0
شعر ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها
خوبی را آرزو می‌کنم
برای آنهایی که
با تمام بدی‌هایی که دیدند
یاد نگرفتند بد باشند...️
4.2
مهربانی ادبی انگیزشی
وقتی آدم یکی را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست چون به هیچکس جز همان یک نفر نمی‌تواند بگوید که چه احساسی دارد.

- عباس معروفی |️
1.9
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی


کاش معشوق ز عاشق طلب جان می‌کرد
تا که هر بی و سر و پایی نشود یار کسی


3.9
شعر ادبی
ما از دلگیریِ روزهایمان
به شب پناه می‌بردیم
و از دلتنگیِ شب‌هایمان، به روز.
و این‌گونه بود که تمامِ جوانیِ‌مان
در تمامِ ناتمامِ یک انتظار تمام شد.️
3.1
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
بعضی روزها آدم نه غمگین است نه امیدوار؛ فقط حس می‌کند بودنش بیش از حد لازم ادامه پیدا کرده است.️
2.2
فلسفی حقیقت زندگی ادبی
از پنجره ، بوی سوختگی می‌آمد .
انگار همین حوالی ، کسی تمام گذشته اش را آتش زده .
جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند .️
3.7
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
- و نهایت اندوه آنجاست ك
حس میکنی تو استعداد شاد بودن
را داشتی و ذاتا از جنس تاریکی نبودی
اما نورها تو را تنها گذاشتند‌ و به آغوش سیاهی سپردند.️
3.4
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
- از دفترِ شعرم که تو ناخوانده گذَشتی ،
دلتنگیِ خود را وسطَش تا زده بودم 💘🌀.️
1.0
شعر ادبی
راه ادامه دارد و تو هنوز در حال نوشتن شعری به نام زندگی هستی!
و آن گاه که به نقطهٔ پایان می‌رسی، در میابی که تمام این شعر در حقیقت خود تو بوده ای...️
1.0
شعر حقیقت زندگی ادبی
کتاب زندگی، گاهی چنان پر ماجرا می‌شود، که حساب صفحاتش از دستم خارج می‌شود و گاه، این صفحات را گم می‌کنم و این، همان لحظه ای است که من خودم را گم می‌کنم...️
4.2
Hayatın kitabı bazen o kadar macera dolu olur ki, sayfalarının hesabını kaybederim. Ve bazen de bu sayfaları yitiririm; işte tam da o an kendimi kaybederim...
غمگین زندگی ادبی
آنگاه برزیگری گفت: با ما از «کار» سخن بگو
و او در پاسخ گفت:
من به شما می‌گویم که زندگی به راستی تاریکی است؛ مگر آنکه شوقی باشد،
و شوق همیشه کور است؛ مگر آنکه دانشی باشد،
و دانش همیشه بیهوده است‌؛ مگر آنکه کاری باشد،
و کار همیشه تهی‌ست؛ مگر آنکه مِهری باشد.

شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید، و پیوسته بار وظیفه‌ای را بی‌رغبت به دوش کشید،
زنهار، دست از کار بشویید؛
زیرا آن که با بی‌میلی، خمیری در تنور ن️
3.9
فلسفی زندگی ادبی