حسن و حسین چشمان من هستند، محمدحنفیه بازوی من، و تو عباس... سپس سرعباس را به سمت چپ سینهاش فشار داد. عباس صدای قلب پدر را شنید. چشمانش را بست. محمدحنفیه آرام خندید و نزدیک گوش حسین گفت: - عباس هم قلب امیرالمؤمنین است :)❤️🩹
اگر مستضعفی دیدی،ولی از نان امروزت به او چیزی نبخشیدی به انسان بودنت شک کن! اگه چادر به سر داری،اما زیر آن چادر به یک دیوانه خندیدی به انسان بودنت شک کن! اگر قاری قرآنی،ولی در درک آیاتش دچار شک و تردیدی به انسان بودنت شک کن! اگر گفتی خدا ترسی،ولی از ترس اموالت تمام شب نخوابیدی به انسان بودنت شک کن! اگه هر سال حجی ولی از حال همنوعت سوالی هم نپرسیدی به انسان بودنت شک کن!️