دل که نیست! اسبابِ رنج است؛ تو گویی مصیبتخانهست. آرامش که نباشد، آوارهٔ هزار راه است؛ تصدقش بروم، هیچ وقتِ خدا قرارش نیست؛ کانه کودکِ روزِ اولِ کلاسِ اولِ ابتدایی که بهانهٔ مادر میگیرد! ️
چهها با جانِ خود ؛ دور از رخ جانان خود کردم.. مگر دشمن کند اینها که من با جان ِ خود کردم.. طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری ، غلط میگفت! خود را کشتم و درمان ِ خود کردم...️