'ساعت برگشته , شن ها در حال ریزشن , نوبت مهره های سیاه رسیده...نگاه من هنوز روی شن هاست...شن هایی ک بی رحمانه میریزن...شن هایی ک بهم زمان میدن و رمان رو میگیرن...شن هایی ک میدونستن با گذشت زمان اشک میشن و از چشمای تو میریزن...دریایی ک بهش قسم خورده بودم...تحمل کن پریزاد...مرد قصه گوی تو باز هم این عشق رو نجات میده...'
دزیره›️
دزیره›️
4.1
غمگین حقیقت سکوت دلتنگی