[آه که چقدر دلم می خواهد تا ابد درون تصوراتم و جهان های عجیب گیر بیوفتم و غرق شوم، زیرا این جهان واقعی که در آن می زیستیم کثیف تر و ترسناک تر از هر چیزیست؛ ....... ولی اگر انسان ها کمی، فقط کمی سعی می کردند جهان را از آلودگی ها پاک کنند، بی شک این جهان نیز همانند جهان های قصه های پریان می بود؛ همان قدر زیبا و شیرین و سرشار از عشق بی پایان نسبت به همه چیز....!🎐🫧]️
من به تک تک رفتار ها فکر می کنم ، به نگاه ها ، به لحن حرف زدن ها دقت می کنم ، به حسِ پشت کلمه ها ، به خصوصیات آدم ها فکر میکنم. من همیشه حواسم هست و غمگین ترین قسمت زندگی ام همینجاست ؛ من خیلی فکر میکنم.️
بیایید یه حکایتیو براتون تعریف کنم: یه روزی پادشاه یه مملکتی میخواست یه کشور رو تصرف کنه، قبل اقدام با وزیر دربار ملاقات میکنه و میپرسه چگونه فلان جا رو تصرف کنم، وزیر با نیشخند میگه خب جناب پادشاه خیلی سادس؛ نیمی از عاقل های اون مملکتو راهی گور بکن و نیمی دیگرشو توی فقر و فلاکت قرار بده و بعد برو سراغ نادان های اون مملکت به اون ها مقام بده و صاحب قدرت قرارشون بده.
این حکایت رو فقط اون دسته از آدمای آگاه درک میکنن.️
‹ نه ثروت تا کنون زاییده مردی، نه قصر و کاخ درمان کرده دردی، برو انسانیت را مشتری باش... قضاوت میشوی با آنچه کردی! ›
خارج فوتبال:)) ️
3.9
‹ No wealth has ever been born to a man, No palaces and palaces have healed, Go and be a customer of humanity... You will be judged by what you have done! › Outside of football :)