آنگاه برزیگری گفت: با ما از «کار» سخن بگو و او در پاسخ گفت: من به شما میگویم که زندگی به راستی تاریکی است؛ مگر آنکه شوقی باشد، و شوق همیشه کور است؛ مگر آنکه دانشی باشد، و دانش همیشه بیهوده است؛ مگر آنکه کاری باشد، و کار همیشه تهیست؛ مگر آنکه مِهری باشد.
شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید، و پیوسته بار وظیفهای را بیرغبت به دوش کشید، زنهار، دست از کار بشویید؛ زیرا آن که با بیمیلی، خمیری در تنور ن️
این مکان، این مکانی که زمین و دریا دقیقا در همینجا به هم می رسند جاییست که دنیا متولد شده.اینجاست که زمان می ایستد،مریضی بد تر می شود و مرگ هم می میرد. چرا که دنیا برای کسانی ساخته شده که رویای زندگی داشتند