-خب معلومه كه این روزام میگذره؛ ولی خب... میدونی چقدر باید این معده درد و قلب درد و لرزش دست ها و ریزش موها و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه رو تحمل کنم تا بگذره؟!🖤🤌💅🚬🗿🪽️
فکر میکنم که "تقریباً" غمانگیز ترین کلمهست. هیچوقت نه صفره ، نه یک . اون، تقریباً خوشحال بود. اون، تقریباً خوشبخت بود. اون، تقریباً عاشق بود. اون، تقریباً دوستداشتنی بود. اون، تقریباً زنده بود.️