آدما گاهی بدون دلیل و توضیح میذارن و میرن؛ خیلی وقتا این بی خبر رفتن ها از خود خواهی اونا نیست، فقط دیگه نه طاقت موندن و جنگیدن دارن و نه حوصله ای واسه توضیح دادن؛ که من دقیقا تو همین مودَم و یروزی یهویی میرم.️
بعضی شبا یه طوری توی خودم میرم ، یه طوری تا تَهِ تاریکی فرو میرم که یادم میره مسیر برگشتنو ، اینکه چیشد ، چیشد که کارم به اینجا رسید ، چرا من دارم توی افکارِ خودم غرق میشم اصلا مگه ممکنه آدم غرقِ خودش بشه! از کارای خودم میترسم ، از این رابطهی صمیمیای که بین خودم راه انداختم ، از تأثیری که خودم میتونم روی خودم بزارم ، دیگه مشکلاتم به دیگران خطم نمیشه ، مشکل خودمم.️
به اتفاقایی که برات افتاده چیزایی که باعث شده ناراحت شی عصبی شی نا امیدشی، فکر کن به این نتیجه میرسی که "مشکل وجود همین ادماس" چیز دیگه نمیتونه باشه تو هرچیتم باشه، تهش میرسی به یک یا چند نفر که حالتو اونا بد کردن پس انتقام بگیر از همه این ادما فک نکن ناراحت میشن یا اینکه الان خوبن و ی سری اتفاقا فقط بره گذشتس تو عم همون بلارو سرشون بیار بعدش بگو میگذره بگو مهم نیس، همونجوری که بره اونا مهم نبود..️
نظرنامحبوب: از یه سنی به بعد متوجه میشی تمام سختگیری های ظاهرا غیرمنطقی والدین در تمام امور زندگیمون (کار، درس، ازدواج، دوست یابی و...) تماما حق بوده و هر جا گوش نکردیم ضرر کردیم... 🪐🧸️