متن عاشقانه لیلی و مجنون: پادشاهی و تاج سرت:
آنچه این متن توصیف میکند، در روانشناسی «لیمرنس» نام دارد: شیفتگی وسواسی و خیالپردازی درباره معشوق که در آن فرد نقشهای نمایشی مانند پروانه و شمع میسازد. جالب است که این الگو در داستان اصلی لیلی و مجنون هم دقیقاً تکرار میشود؛ مجنون واقعی (قیس بن ملوح) چنان در خیال لیلی غرق شد که جامعهاش او را دیوانه خواند. آیا این فانتزیهای قدرتمند، پلی به وصالند یا فقط سوختن را زیبا جلوه میدهند؟
راهکار:
این آرزوهای نقشمحور دقیقاً همان تلهای است که عشق را از واقعیت جدا میکند. پروانه هرچقدر هم دور شمع بگردد، رابطهای یکسویه میسازد که نهایتش نابودی است. شاید به جای بازی در نقشهای ازلی، دیدن معشوق به عنوان یک «آدم معمولی» ترسناکترین و در عین حال رهاییبخشترین قدم برای عشق باشد.