یه سری دوست داشتنها از همون اول بوی غم میدن، کنارش تو ماشین وسط ترافیک نشستی و دستهاشو محکم گرفتی اما میدونی این دستها همیشگی نیستن، هر بار که ازش خداحافظی میکنی چشمات خشک میشن رو لبخند صورتش چون میدونی شاید سلام بعدی در کار نباشه، موقع تولدت شمعت رو فوت میکنی و تنها آرزوت داشتن اونه ولی بغضت میگیره چون میدونی آرزوت محاله، زیر نقاب یسری رابطهها جدایی نشسته اما تو از فرط عاشق بودن تا روزی که جز جدایی راهی نمومده. ️