هرچی ناراحتی دارمو تو خودم ریختم . تا الانم زور زدم که لبریز نشه اما... همه میان سرزنشت میکنن و فکر میکنن فقط خودشونن که درد دارند . هیچکس درکت نمیکنه جز خودت . اونجاست که دیگه نمیتونی جلوی خودتو بگیری . دلت میخاد بری زیر بارون قدم بزنی و اشک بریزی . ️
حذف کردن آدمها نه دردناک است نه ترسناک... فقط کافیست چشمانت را ببندی، تک تک لحظات بدی که با حضورشان رقم زدند را یادت بیاوری... فقط کافیست دست بکشی به سمت چپ سینه ات و از درد زخم هایی که به قلبت زدند صورتت مچاله شود... فقط کافیست یاد روزها و شبهایی بیفتی که اشک مهمان صورتت بود و دلیلش فقط همان آدم بود و بس... فقط کافیست یاد مهربانی هایی که جوابش شد دل شکستن و پشیمانی بیفتی... حذف کردن آدمها نه دردناک است نه ترسناک،️