بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم که اگر زود اگر زود بیایی دیر است رفتنت نقطه پایان خوشی هایم بود دلم از هرچه و هر کس بگویی سیر است سایه ای ماند زمن بی توکه در آیینه هم طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است کاش بودی و با چشم خود میدیدی که چگونه نفسم با غم تو درگیر است ️
4.7
تار های نفسم را به زمان میبافم که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است!
چرا ازم فاصله میگیری پس بگو اون همه خاطره چی؟ منی که به پای تو موندم داری میری تو به خاطر کی!؟. منی که هی پشت تو واستادم تنها نذاشتم اون دستاتو یه روزی فکر نمیکردم که از همون دستا یه چک بخورم!. د نامرد حداقل با من نه..🖤 جلو این همه آدم نه.. با همه آره و با من نه! مگه من آهنم!؟.️
“جاده” بهترین تسکین است … آدم تمامِ دردهایش را فراموش می کند ! انگار سرتاسرِ اتوبان ها ، گردِ بی خیالی پاشیده اند … گاهی با خودم فکر می کنم ؛ اگر ماشین اختراع نشده بود ؛ آدم ها با این همه دردِ تلنبار شده چه می کردند ؟! اگر موسیقی نبود ، اگر خیابان نبود ، اگر سفر نبود !!! بدونِ این ها که چیزی از آدم نمی مانَد !🙂❤️️