وفادار حتی به نبودنت؛ روایت یک عشق یکطرفه:
مغز در نبود معشوق، دوپامین را نه از خودِ بودن، بلکه از «پیشبینی بازگشت» ترشح میکند. این دقیقاً همان مدار عصبی است که قماربازان را با «تقریباً بردم» پای میز نگه میدارد. وفاداری به نبودن، در سطح بیوشیمیایی، یک شرطبندی مداوم روی بازگشتی نامحتمل است.
راهکار:
به وفاداریات نه به چشم عشق، که همچون موزهای ذهنی نگاه کن؛ جایی که هر خاطره قاب شده، اما خودِ فرد دیگر نیست. این دلبستگی اغلب به تصویری درون سرتعلق دارد، نه به شخص واقعی ای که رفته. شاید رهایش کنی اگر ببینی داری از روی عادت به جای خالی وفادار ماندهای.