- تو مرا آزردی . . که خودم کوچ کنم از شهرت ، تو خیالت راحت میروم از قلبت ، میشوم دورترین خاطره در شبهایت :)) تو به من میخندی و به خود میگویی : باز میآید و میسوزد از این عشق ولی برنمیگردم ، نه ! میروم آنجا که دلی بهر ِ دلی تب دارد . عشق زیباست و حرمت دارد . . 🖤🥀🥺️
پدربزرگ مُرد، از بس که سیگار کشید.. مادر بزرگ ساعت زنجیردار او را که به جلیقه اش وصل میشد به من بخشید، بعد ها که ساعت خراب شد ساعت ساز عکسی به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود ؛ دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود! پدر بزرگ چقدر سیگار میکشید..️