حس میکنم افتادم داخل یه مرداب.. تاریکه،سرده،ترسناکه و هیچ هوایی نیست داره خفم میکنه ولی من چشمامو بستم و هیچ تلاشی نمیکنم تا خودمو نجات بدم توی مغزم هی به خودم میگم حرکت کن لعنتی دارم به خودم التماس میکنم که یه تکونی بده به خودش... ولی انگار دیگه جسمم باهام همکاری نمیکنه و انگار دیگه روحمم خسته شده...️
هر چقدر اصیلتر، عمیقتر، ارزشمندتر و قابل اعتمادتر باشی بهخاطر تروماهای زیادی که تجربه کردی به کسی زخم نمیزنی چون از میزان درد و ذات رنج خبر داری . تو زمانی یک انسان هستی که اجازه ندی تکه های وجودت عقده و باعث شکستن دیگران بشه .
لازم نیست برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی چه کارایی براش کردی و چقدر باهاش ساختی و چقدر به فکرش بودی. خودتو ازش بگیر؛ گذر زمان خودش همه چیز رو بهش میفهمونه!️