من نمیتونم احساساتِ درونمو با چیدنِ کلمات کنارِ هم بیان کنم ؛ مدتهاست یه حسی درونم ریشه زده و شاخو برگ داده ، رشد کرده و بزرگ شده ؛ همهیِ وجودمو درگیرِ خودش کرده ولی من توانِ بیانشو ندارم . نمیتونم افکارمو ، میزانِ احترام و علاقهمو نسبت بهش بروز بدم ؛واسه همینه که میگم چشمامو نگاه کن ، اونا همه چیزو لو میدن :)!️
گفتم تو شیرین منی گفت تو فرهادی مگر ؟ گفتم خرابت میشوم گفت تو آبادي مگر ؟ گفتم ندادی دل به من گفت تو جان دادی مگر؟ گفتم ز کویت میروم گفت تو آزادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن گفت تو در یادی مگر؟ 🙂🖤🦋️