میدونستی که یک افسانه قدیمی تمام اتفاق هایی که در طول زندگی برامون پیش میاد رو یک دور تو شکم مادرمون بصورت خواب میبینیم،داستان از اونجا ترسناک میشه که شاید ما الان تو همون خوابیم؟
مدتهاست فهمیدهام آدمها فقط از آدمهاي دیگر جدا نميشوند؛ گاهي از خودشان جدا ميشوند، از نسخهاي که بودند، از دلي که داشتند. و من … من مدتهاست از خودم فاصله گرفتهام. بدون اینکه بفهمم کي این فاصله آنقدر زیاد شد؛ که دیگر صدایم هم به خودم نميرسد.