آدمی به مرور آرام میگیرد بزرگ میشود بالغ میشود و پای اشتباهاتش میایستد گذشتهاش را قبول میکند، نادیدهاش نمیگیرد میفهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است یک نعمت است و نباید آن را فدای آدمهای بیمقدار کرد! اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب میشود...
بغل کردن هم حس عجیبی داره؛ دو تا آدم که قلبشون میزنه برایِ همدیگه،دستاشون رو دراز میکنن...کم کم نزدیک میشن به هم و وقتی قلبشون درست کنارِ هم قرار گرفت اونوقتِ که آرامش و امنیت پخش میشه تو کل وجودشون،تو تک تک سلولایِ بدنشون،واسه همینه که حاضری کلِ زندگیتو بدی واسه یه لحظه بغل کردنش🤍🫂🔖•️
گُل پیچَک شَوَم، دورَت بِپیچَم همه میدونَن بی تو من هیچَم گُل پیچَک شَوَم، دورَت بِگَردَم که هیچ جا مثل تو پِیدا نَکَردَم گُل پیچَک بودم، خواری نداشتم ولی هیچ جا طرفداری نداشتم همان گُل هایی که خوار دارند قسم به الله، بیشتر خواهان دارند الهی هرکی گُل خاردار بچیند که خوار دستش بِبُرَد، خون بِبینَد الهی گُلِ خُشکی شَوَم لای کتابت که شاید لحظه ای بیفتَد بر من نگاهت