عشقِ من کودک بمان، دنیا بزرگت میکند! بره باشی یا نباشی، گرگ گرگت میکند. عشقِ من کودک بمان، دنیا مداد رنگی است! بهترین نقاش باشی، باز رنگت میکند. عشقِ من کودک بمان، دنیا دلت را میزند! سخت بیرحم است، میدانم که سنگت میکند.
و چگونه باور کنم که تو همان کسی هستی که قبلا دیده ام... همان کسی که دارای زیباترین تبسم بوده است... همان کسی که مکثی میان زندگی من و دنیا انداخته است... همان کسی که بی صدا حرف های دل و روحش را به من میگفت... و تو دقیقا همان کسی هستی که در غیاب ات هم میتوانم بودنت را حس کنم... "و این تنهایی،حکایت بیانتهای من است..."️
داستان آنگونه پایان یافت که... تو رفتی و من ماندم تنهای تنها... تو رفتی و من ماندم آن آغوش گرمی که سرد شد... تو رفتی و من ماندم آن چشمان یخی که روزی مانند خورشید میدرخشید... و چند "ماندن" دیگر که هیچ کدام صدایی ندارند... و من هنوز میان رفتن تو جا مانده ام.. ️