موقعه رانندگی حواسش نبود و از کوچه رد شد حواسش نبود و تصادف کرد حواسش نبود و تلفنو جواب نداد حواسش نبود و دستشو برید حواسش نبود و حرفمو نشنید حواسش نبود و عکسا رو پاک کرد حواسش نبود و اون حرفو زد حواسش نبود و رفت حواسش نبود و داد زد حواسش نبود و ظرف شکوند قلب شکوند یه روزی هم حواسش نبود و گفت دوست دارم .. / 🙂
میخواهم انقدر دلتنگیهایم را بشمارم بلکه از آن کم شود،همانطور که میگفتند اگر پول را زیاد بشماری کم میشود! اما هرچقدر میشمارم این دلتنگی عذاب آور را نه تنها کم نمیشود بلکه زیاد هم میشود.️