به تمامی وجودش نگاهی انداخت و دید شکسته است..
هیچ چیز رنگ واقعی خود را نداشت..
به عمق دریا کشیده شده بود، دیوانگی کرد، دست دریا را طلب میکرد...'دریا،ای کاش تن بی جان مرا به ساحل پس نزنی'.
به عمق دریا خیره شده بود، دریا او را پس میزد و او به جای طلب کمک فقط کلمه ای را بارها تکرار میکرد..دریا..دریا..دریا..دریا:)
️
هیچ چیز رنگ واقعی خود را نداشت..
به عمق دریا کشیده شده بود، دیوانگی کرد، دست دریا را طلب میکرد...'دریا،ای کاش تن بی جان مرا به ساحل پس نزنی'.
به عمق دریا خیره شده بود، دریا او را پس میزد و او به جای طلب کمک فقط کلمه ای را بارها تکرار میکرد..دریا..دریا..دریا..دریا:)
️
5.0
غمگین دلتنگی دریا