رک بگویم از همه رنجیده ام...:) از غریب و آشنا ترسیده ام...:) هرکلاغی را کبوتر دیده ام...:) وزن احساس شمارا بارها...:) با ترازوی خودم سنجیده ام...:) رد پای مهربانی نیست،نیست...:) بیخیال سردی آغوش ها...:) من تمام کوچه را گردیده ام...:) سالها از بس که خوشبین بوده ام...:) من به آغوش خودم چسبیده ام...:)
گاهی شنیدن یه کلمه... باعث میشه تموم بشی! یه حرفایی مثل سیلی میخوره به صورتت به قلبت... بدجور دردت میگیره حرفایی که بعد از اون فقط اشک میشن تو چشات! همون حرفایی که با خودت فکر میکردی قرار نیست هیچوقت بشنوی! حس میکنی نمیتونی هضمشون کنی... حتی نمیتونی فراموششون کنی! یه حرفایی همیشه مثل آتیش تو یه گوشه از ذهن و قلبت روشن میمونه میسوزونتت و خاموشم نمیشه:)🖤️